عاشورایی کهنه،تعزیه ای نوین
عاشورا و بوی خونین آن که به گونه ای سنتی و در جریانی چند صد ساله در باور های خوداگاه و حتی ناخوداگاه ما رسوب کرده،چه ما خود را وابسته به این فرهنگ مذهبی بدانیم و چه جز آن،خود به خود، روزی است در تقویم هر ساله ما که مردم این کشور هیچ نمیبینند جز صحنه ای کاملا" سه بعدی و مشخصا"زنده و رنگی از لحظاتی از تاریخ که با خونریزی و خشونت در حافظه آنها حکاکی شده است.
در چنین شرایطی هیچ تعجب ندارد که جنبشی دوری جسته از خشونت با جرقه ای از سوی اهرم های اجرائی کودتاگران،صحنه های سینه زنی،زنجیر زنی و یا قمه بر سر زدن را به گونه ای دیگر از خود بروز دهند و رفتار های تعزیه گونه ای را پدید آورند؛که از یک سو خود را در لشگرستمدیده و حق به جانب حسینی مجسم کنندودر مقابل نیروهای دولتی را ,عمال امویان ظالم .
این تخیل آئینی که به سهولت و آنا" در جامعه شیعه پرورده ایرانی، قابلیت پیدایش را دارد با توجه به شعار های جنبش از ابتدای پیدایش آن که خود را مظلوم و حسینی وار مفروض داشته و با در نظر گرفتن جوانی و الزاما" انفعالی بودن مجریانش بیشتر از هر چیز رفتاری آنچنانی را قابل انسجام میکند .
نکته در اینجاست که آیا حاکمان جمهوری اسلامی که در واقع حافظان و مروجان این فرهنگ سرخ بوده و هستند آیا دانسته و با برنامه ای از پیش محاسبه شده خیل مردم را به آن سویی کشیدند که شد و یا کل اتفاقات ماحصل بی احتیاطی انتخاب مهره های بازی صفحه سیاست گردانی مردان صاحب تصمیم در رأس هرم قدرت بود؟ و آیادر هر صورت مردم ایران میتوانند با گذشتن تقویمی این روز و جادوئی که این تئاتر ذهنی بر مخیلشان داشته قدمی وا پس گذاشته بر هیجانات خود مستولی شوند؟
چه، به نظر میاید خشونت،در نهایت،برای هر که سودی داشته باشد، آن،البته مردم جویای اصلاحات و قانونمندی ایران نخواهد بود.
گاندی و نیروی راستی( به بهانهء یکصد و چهلمین زادروز ماهاتما)
شما یک گاندی به آفریقای جنوبی فرستادید و ما یک ماهاتما برا

یتان پس فرستادیم.
بخشی از سخنرانی نلسون ماندلا در هندوستان.
موهانداس کارامچاند گاندی ( Mohandas Gramchand Gandhi )، که توسط هم میهنان خود و شاید تمام جهان و البته به حق "ماهاتما" ( روح بزرگ ) لقب داده شده است، در دوم اکتبر سال 1869 و در شهر پوربندر(Porbandar) هندوستان زاده شد. وی یکی از معدود انسانهایی است که از بسیاری زوایا و با داشتن تمامی نواقص و مزّیات انسانی،اگر چنین کلمه ای در اصل واژه درست باشد، لیاقت لقب مقدس را داراست. زندگی او، همانند بسیاری از هم عصرانش، با اهدافی شخصی، چون راهیابی به سطوح بالای جامعه از طریق گذراندن دانشگاه و دستیابی به شغلی آبرومند و دارای وجه اجتماعی شروع شد. اما سری اتفاقاتی که زنجیروار در زندگی او رخ داد و با توجه به روحیهء فاخرش، او را به سمتی راند که نه تنها آن اهداف را برای همیشه به کناری نهاد، بلکه برای احقاق آمال والای خود، دست ...
بمب اتمی به هر قیمت، اما چرا؟ ( بخش دوم)
یک بمب اتمی کافی است که تمامی اسرائیل را کاملا منهدم کند. اما همان بمب در دنیای اسلام فقط موجب خرابی خواهد شد..................این سناریو زیاد غیر قابل تصور نیست.(ایسنا- آیت الله رفسنجانی-14 دسامبر 2001)
اولین شکست روحانیت ایرن در مقابل قدرت های خارجی، به جنگ دوم ایران روسیه باز میگردد. زمانی که آنان به صورت جمعی حکم بر جهاد دادند و نظام سلطنتی ا یران، بالاجبار با آنان همراهی کرد و پهنهء وسیعی از خاک مملکت بهای شکست در مقابل ارتش منظم و مجهز روسیهء تزاری شد و برای همیشه از دست رفت. این اولین تجربه درس خوبی برای آقایان بود ولی آخرین آنها نبود.
بمب اتمی به هر قیمت، اما چرا؟ (بخش اول)
آنچه را که میشود از مستندات رفتاری حاکمان جمهوری اسلامی به وضوح برداشت کرد، آن است که در خصوص دستیابی به بمب اتمی، حاضرند دنیا و دین خود را به چوب حراج بزنند. اینکه فعالیتهای غنیسازی ایران در فضایی کاملاً مخفیانه انجام میشد تا آنکه توسط عوامل نفوضی سازمان مجاهدین و در جهت تضعیف دولت اسلامی با ارائهء سند در واقع< لو> رفت، خود اولین و بهترین نشانه بر نداشتن برنامهء مسالمت آمیر هستهایست. گرچه در اینجا تأئیدی بر آن عمل مجاهدین نداریم.
اینکه در دولت نهم، با آماده سازی دولت و جابجایی پستها و مسئولیتها به افرادِ بیشتر سپاهی، و حذف موارد قانونی دست و پاگیری که دخالتهای مجلس و یا ارگانهای مردمی را در مراحل اجرایی میطلبید و دولت را به زحمت میانداخت ( مانند برنامه و بودجه) و به طور کل آنچه که پس از کودتای انتخاباتی به وضوح و علناً رونمایی کرد و از آن به حذف جمهوریت نام برده میشود و اهل قلم و تفکر از آن به حکومت اسلامی یاد میکنند، برخوردهایی که پس از انتخابات با مردم شد و میشود را، همه و همه میتوان در همان راستا بررسی کرد.

درخواست بررسی توانایی خامنه ای درادامهء رهبری، واکنشی به حاکمیت
سازمان ملل به احمدی نژاد تبریک نگفته است
(خبرگزاری رویترز)
ترجمه: امین
سازمان ملل: روز چهارشنبه سازمان ملل اعلام کرد که دبیرکل سازمان ملل، آقای بان کی-مون( Ban Ki-moon)، به آقای احمدی نژاد در خصوص انتخاب مجدد وی تبریکی نگفته است و با این کار سخن پیشین خود را پس گرفت.

در روز سه شنبه و در پاسخ به آنکه آیا سازمان ملل پیام تبریکی برای احمدی نژاد فرستاده است یا خیر، پاسخ از جانب سخنگوی این سازمان، ماری اوکابه (Marie Okabe)، <<بله>> بود، اما وقتی چهارشنبه، یعنی روز بعد خبرنگاران خواهان توضیحات بیشتری پیرامون این پیام تبریک شدند وی توضیح داد که از پیام فوق الذکر به هیچ وجه معنای تبریک نامه به احمدی نژاد را نمیشود برداشت کرد. ایشان اینگونه بیان کرد که: " اگر از ارسال این پیام، برداشتی چون تبریک نامه شود، تعبیر صحیحی نخواهد بود " و اضافه کرد که سازمان ملل جزئیات پیام فوق را علنی نخواهد نمود. اوکابه در ادامه اینگونه توضیح داد : "در واقع آقای بن کی-مون از موقعیتی که در پی تحلیف آقای احمـدی نژاد پیش آمده بود استفـاده کرد تا امیدواری خود در جهت ادامهء فعالیت های تنگاتنـگ منتطقـه ای و بین المللـی با ایران را نشان داده باشد "؛ در این میان...


