گاندی و نیروی راستی( به بهانهء یکصد و چهلمین زادروز ماهاتما)

از امیال دنیوی به طور کلی شست و به جز احقاق راستی، به همه چیز دیگراین جهان پشت کرد.
پس از آنکه پدرش، که در دربار یکی از چند صد دربار ملوک الطوایفی هند، شغل صدارت را داشت، پیش از پایان تحصیلات مقدماتی او فوت شد، او که تنها 13 سال داشت با دختری به نام کاستوربا(Kasturba ) که از اوهم کم سن و سال تر بود، ازدواج کرد. در سال 1888 به قصد تحصیل وکالت، عازم انگلستان شد. گاندی در جوانی هندوی مذهبی ای نبود، اما بنا بر قولی که به مادرش داده بود، از الکل، گوشت و زن، پرهیز میکرد. در آن سالها، لندن دارای بیش از 30 رستوران مخصوص گیاهخواران بود که بنا بر وضعیت اجتماعی آن دوران در واقع محل تجمع گروهی دگر اندیش بود. گروهی که با الهام از مذاهب گوناگون، اعتقاد به عدم خشونت رفتاری و اصالت انسان داشتند. ناگفته پیداست که آشنایی گاندی با این جمعیت تاثیر ژرفی بر اعتقادات او نهاد؛ به خصوص که وی با آشنایی این اندیشه بود که متوجه ریشهء مذهبی هندوی خود شد. با اینکه وی پس از تحصیل، توانست در دادگاه انگلستان به عنوان وکیل، پذیرفته شود- توفیقی که نسیب همهء وکلا نمی شد و نمی شود- به سال 1891 انگلستان و شغل پیشنهادی را رها و رو به سمت وطن کرد.
در وطن اما توفیق چندانی نیافت. هنگامی که پروندهء برادر خود را در مقابل دولت انگلیسی محلی به عهده گرفت، به سرعت توسط نمایندهء دولتی مورد اعتراض قرار گرفت؛ او که خود را مسلح به دانش حقوقی انگلستان میدید، دست از اصرار در حقانیت خود نکشید تا آنکه نهایتاً وی را از دادگاه بیرون انداختند. تحقیری که موقعیت اجتماعی و سیاسی گاندی جوان را در وطن خویش به مخاطره کشید. نتیجه آنکه، هنگامی که پیشنهاد شغل یک سالهء مشاور حقوقی، از جانب تاجری هندی تبار در آفریقای جنوبی را دریافت کرد، از سر میل یا اجبار، پس از یک سال بیکاری در هند، پذیرفت و برگی نوین را در زندگی خود و تاریخ معاصر جهان ورق زد.
در آن روزگار هندی تباران آفریقای جنوبی از دو گروه تشکیل میشدند: کارگرانی که یا به بیگاری یا به بردگی به آن کشور منتقل شده بودند و تاجرانی، اکثراً مسلمان مذهب، که در پی موقعیتی اقتصادی به آن سامان کشیده شده بودند.
دادا عبدالله ( Dada Abdulla)، کارفرمای جدید گاندی، یکی ازاین تجار بود. در این روزگار موهانداس به روش غربی ها کت و شلوار می پوشید اما نشانهء هندی بودن خود را با بر سر گذاشتن عمامه ای مختصر و من در آوردی، به نمایش میگذاشت. نمایه ای که در اولین جلسهء دادگاه آن کشور، رئیس دادگاهش را خوش نیامد و از گاندی خواستند تا عمامه اش را بردارد. البته او این کار را نکرد و همین رفتار او دادای تاجر را خوش آمد و موهاندس را به عنوان وکیل صنف تجار هندی برگزید و با یک بلیط درجه یک قطار روانهء دیوان دولتی درترانسیوال (Transvaal) کرد. در میانهء راه و به دلیل اعتراض اروپاییان هم قطارش، از و خواسته شد که به واگن درجه سه نقل مکان کند و هنگامی که با داشتن بلیط درجه یک، صندلی آن واگن را حق خود میدانست، وی را در ایستگاه پیترماریتزبرگ (Pietermaritzburg ) از قطار بیرون انداختند. در این ایستگاه و در میانهء ناکجا آباد بود که گاندی تا صبح هنگام فرصت داشت تا در سرمای نفس گیر شب به نقطهء عطفی در اعقتاداتش برسد: رسیدن به تئوری "جان سپاری برای حقیقت" و یا در کلمهء خود، ساتیاگراها (Satyagraha )[این کلمه از دو بخش "ساتیا"، به معنی راستی و حقیقت و "گراها"، به معنای قدرت و توان ساخته شده است]، در همین مکان که امروزه به گونه ای مکان مقدس برای پیروان گاندی درآمده، برای او مسجل شد.
اولین باری که گاندی به عنوان رهبر جنبش هندیان آن دیار انجام وظیفه کرد، گرچه معتقد به ساتیاگراها بود، اما هنوز به استقامت سالهای آینده اش نرسیده بود. هنگامی که دستگاه دولتی خصوصاً سفید پوست، از آسیایی های آن دیار خواستند تا برای ثبت کارت شناسایی همراه با اثر انگشت به مراکز مربوطه مراجعه کنند، به شخصیت انسان باور گاندی خوش نیامد و با گفتن اینکه گرفتن اثر انگشت مختص بزهکاران و جانیان است، با این عمل مخالفت کرد. مقاومتی که در هنگام پایان مهلت ثبت نام چنان موفقیت آمیز بود که از جمع بیش از نیم میلیون هندی ساکن آفریقای جنوبی تنها اندکی بیش از پانصدنفر نام نویسی کرده بودند. البته این نتیجه اروپاییان حاکم که هندیان را با صفت عام
کولی ( coolie بر وزن لولی؛  به معنای باربر یا حمال است) مینامیدند، بسیار بر انگیخت و گاندی و حدود 2000 نفر از یارانش برای بار اول روانهء زندان شدند. کم تجربگی ، فی الواقع نمایندگی او از یک قشر خاص ( تجار )
و نهایتاً شرایط بد زندان و زندان بانها، به زودی گاندی را به پذیرش شرایط آزادی وا داشت. شرایطی که طی آن حاکمیت در ازای دست برداشتن مردم از اعتراض، ثبت نام و انگشت نگاری را دلبخواهی اعلام می کرد. بسیاری، از عقب نشینی گاندی آزرده شدند و حس کردند که تمام آن زحمات را برای هیچ تحمل نموده اند. تنها پس از این تجربه بود که به پیشنهاد دوست و همبنداش، دامنهء رهبری خود را تعمیم داد و به عنوان نمایندهء همهء هندیان، بلکه همهء آسیایی های آن کشور به احقاق حقوق نادیده شدهء مردم کمر بست. تا سال 1915 که گاندی به وطن خویش بازگشت و در یک دورهء بیست ساله، او تقریباً تمامی خواسته های پیروانش در آفریقا را با توسل به تشویق مردم به کم کاری، اعتصاب و یا عدم رعایت قوانین تبعیض آمیز، از حکومت استرداد کرد. ( برای اطلاع کامل از زندگی و اقدامات او تا این دوره، کتاب "ساتیاگراها در آفریقای جنوبی" به قلم خودش، بهترین منبع است).
زندگی ماهاتما گاندی، در واقع به تجربهء چگونگی بهتر اجرا کردن ساتیاگراها بر اساس تفهیم اصل درهم تنیدگی روابط همگان در جامعه و حقوق انسانی، گذشت . به قول خود او:" آزادی، آزادی نیست، مگر هنگامی که دیگر نتوانی تقسیمش کنی"؛ به تعبیری دیگر، برابری مطلق افراد جامعه. بر همین اساس چند سال پایانی عمر او را از بهترین و پربارترین آنان میدانند.
گاندی پس از ورود به زادگاهش، هندوستان، چندان ناشناخته نبود. او که پند ناصح سیاسی خود،گوخال(Gopal Krishna Gokhale) را رهنما قرار داده بود، به زودی موقعیت خود را در جامعهء هندوستان تثبیت کرد[گوخال اعتقاد به دو اصل داشت: اجتناب از خشونت و تصحیح قوانین جاری]. از همان بدو ورود به هندوستان، وی درگیر یک سری کنش های اجتماعی شد که در نهایت برای او سمتی چون میانجی گر و راهنما در میان مردم به ارمغان آورد. همزمان مخالفتش با احکام نابرابر قانون اساسی، در میان سیاسیون به همان اندازه با ارزش جلوه کرد. این ها در کنار هم، باعث شد که سرشناس ترین نویسندهء هند، تاگور( Rabindranath Tagore)، او را با لقب ماهاتما
 
(روح بزرگ) بخواند و وی را قدمی پیشتر به سوی پدر ملت هند شدن براند.

/ 6 نظر / 13 بازدید
راثی پور

سلام.ممنون از دعوتتان.گاندی یکی از بزرگترین رهبران و تئوریسین های مقامت مدنی بود.ترجمه روان و جالبی بود.زنده باشید.

سومین نمایشگاه رسانه های دیجیتال

وبلاگ نویس محترم با سلام به اطلاع میرساند سومین نمایشگاه بین المللی رسانه های دیجیتال از تاریخ 88/7/8 الی 88/7/18 در مصلای امام خمینی از ساعت 10 صبح الی 20 برگزار می گردد. لذا از شما دوست عزیز دعوت می شود از بخش های مختلف نمایشگاه به ویژه سالن پایگاههای اینترنتی و وبلاگ ها بازدید نمایید. سومین نمایشگاه رسانه های دیجیتال

فرزانه

سلام در ستایش از گاندی همین بس که توانست مردمی با عقاید متفاوت و حتی متضاد را گرد هم آورد و متحد کند مشی و عقاید او باید مورد رجوع سیاستمداران امروز باشد که شعار تحمل و مدارا می دهند ولی قادر به عمل کردن به آن نیستند معرفی شما از گاندی هم جامع بود ممنونم [خداحافظ]

ش

جواب از انجمن دانا دوست عزیز باسلام به ارواح طیبه همه شهدای راه آزادی ایران از این کارات می دونم که بسیار لذت می بری چون ما هر چی داریم از این شهداست .خوب حالا بین چی داریم یعنی دست رنج وخون شهدارا چه کسانی دارند می خورند ؟ آیا خبر داری که خانواده شهید همت باید (در صورتیکه بیش از 1000میلیارد دلار تا حالا خرج مردم فلسین کردند و دیگر کشور هائی که برای حفظ قدرت و نمی دونم هر غلطی که کردند و می کنند در کشور های دیگه )برای خریدن یک بخاری برای زمستان خود لنگ باشند ؟ این فقط یکی از گرفتاری های مادی است که این خانواده ها دارند هزاران مشکل تربیتی عاطفی و وو دارند که هیچ کس از آنها خبر ندارد حالا اگر به عنوان معترض به رایشان اعتراض کردند باید پسر شهید همت با اون دلاوری و وووو چند روز از دست مزدوران رژیم به اصطلاح اسلامی فراری باشه توی خونه های مردم ؟ آیا شهیدان این را می خاستند ؟اگر بخواهی یک کتاب سوال می نویسم که شهیدان برای مردم رفتن وبه دستور شرع و با فتوای مراجع .اینا به کدام مراجع احترام می گذارند ؟ اصلا تنها چیزی که براشون مهم نیست اسلام و مراجع اند .شهید که جای خودش را داره از همه بی احترام تر شده است . دیگه ب

باران

مطلب بسیار جالب و ارزنده ای بود .ممنون دوست بسیار عزیز.[گل]